تاریخ انتشار:0000/00/00
عرفان واخلاق چه تفاوتی دارند؟
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

بنام خدا

بعبارت دیگر چه فرق است میان عارف وعالم اخلاق؟ میان ایندو فاصله زمین تاآسمان است چگونه؟

عرفان نوعی معرفت وآگاهی است که ارطریق دل بدست میاید .کسانیکه احساس قوی دارند ویا با هنرها دمسازند وبیشتر دردرون خود سیر میکنند اینان با دنیای عرفان سرو کاردارند ونوعی شناخت ومعرفت از هستی وحقایق آن بدست میاورند . بکسانیکه در این وادی سیر میکنند عارف میگویند. در کنار اینان حکیمان وفیلسوفان قراردارند زیرا اینان نیز با حقایق هستی دمخورند اما ازطریق عقل وخرد . معرفت حکیمان وفلاسفه ناشی ازمعرفت حکمت وفلسفه است . درنتیجه عارف وحکیم هردو دریک مسیرند کشف حقیقت یکی از طریق دل ودیگری ازمسیرخرد. مثال بارزی بزنم سعدی وحافظ را درنظر بگیرید هردو با حقایق عالم آشنایند اما اولی ازمسیرحکمت وفلسفه ودیگری ازطریق عرفان وسیردرون ولذا تفاوت گلستان سعدی ودیوان حافظ را از تفاوت دومعرفت حکمت وعرفان میتوان پی برد.

اما برویم بسوی اخلاق که مورد مقایسه ما با عرفان بود اخلاق خویها وصفات آدمی است نه شناخت وی آنها نتیجه شناخت وعمل آدمی است. فرض بگیریم انسان همچون درختی است دارای ریشه بدنه وگل وبرگ ومیوه قسمت اخیر یعنی گل وبرگ وریشه محصول یک درخت است واخلاق همین حکم رادارد.برگی دارای تیغ است ودست را میازارد ویا میوه ای تلخ دارد اما یرگ درختی دیگر نرم ولطیف ومیوه اش شیرین اخلاق آدمی همینگونه است گاه تند وتلخ وگاه شیرین وملایم

چند مثال بزنم تا مطلب کاملا هضم شود وقتی آدمی خدارابشناسد ودربرابرش نماز گذارد پس ازچندی صفت بندگی درانسان عیان میشود زمانیکه نعمتهای خدارا بشناسیم وبدیگران ببخشیم پس ازچندی صفت بخشندگی در انسان ظاهر میشود. برعکس اگر بسوی شیطان برویم وازاو دروغگوئی رابیاموزیم پس ازچندی صفت دروغگوئی درچهره ما هویدا میگردد و....

عرفان وحکمت ریشه آن درخت است واعمال ادمی بدنه درخت واخلاق منتجه آندوست. درنتیجه آدم بی شناخت وبیخرد هم عملش بیهوده وهم اخلاق بی ارزش دارد وهرچه معرفت آدمی بیشتر باشد ودرپی آن عملش سالمتر ودرنتیجه اخلاقش پسندیده تر است.