حضرت محمدص (سرگذشت پیامبراسلام)
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

به نام خدا
پیامبر اسلام خاتم پیامبران آورنده دین اسلام در روز جمعه 17 ربیع الاول سال 570 میلادی سال اول عام الفیل در مكه معظمه متولد شدند پدرشان عبدا... و مادرشان آمنه بنت وهب بودند ایشان 51 نسل با حضرت ادم فاصله دارند و از نسل حضرت ابراهیم می باشند سلسله شجره نامه ایشان بترتیب عبارتند از:محمد فرزند عبدا... عبدالمطلب هاشم- عبدمناف- قصی-كلاب-مره-كعب-لوی- غالب- -فهر-مالك-نضر-كنانه-خزیمه-مدركه-الیاس-مضر-نزار-معد-عدنان-ادد-الیسع-همیسع-سلامان-نبت-ازر-حمد-قیدار-اسماعیل-ابراهیم-تارح-ناحور-سروج-رعو-فالج-هود-شالح-ارفكشاد -سام-نوح-لمك-متوشالح-ادریس-یارد- -قینان-آنوش-شیث-آدم(ع).

فاصله زمانی ایشان تا حضرت آدم حدود چهارهزار سال و تا عیسای مسیح 570 سال میباشد .ایشان ساكن جزیره العرب بوده و زبانش عربی است در قرآن كریم آیات بیشماریست كه ناظر برزندگی وخصوصیات ومسائل ایشان است چراكه قرآن كتابیست خطاب باووجزپاره ای ازآیات كه ناظربه انبیاء دیگر و شخصیتهای دیگر میباشد بقیه بنحوی با رسول اكرم(ص) ارتباط دارد.

نام ایشان محمد(ص) است و چهار بار این نام در قرآن آمده است 144 آل عمران-40 احزاب-20ص-29 فتح.

القاب ایشان 35 تاست كه در آیات مختلف آمده از جمله احمد-اسوه-امین-بشیر-نذیر-رسول ا...-سراج-شاهد-صاحب-عبدا...-مزمل-مدثر-یس-طه-و كنیه ایشان ابوالقاسم است.تولد ایشان همزمان با سلطنت انوشیروان و بعثت ایشان همزمان با سلطنت خسروپرویز ساسانی است اینك داستان زندگی ایشان بر مبنای كلام وحی و برخی روآیات بیان میگردد.

محمد پیش از طلوع آفتاب روز جمعه 17 ربیع الاول سال 570 میلادی(عام الفیل) از آمنه متولد شد پیش از تولد پدر خود را از دست داد عبدالمطلب جد ایشان تكفل ایشان را برعهده گرفت و چون شیر مادر كافی نبود او را به حلیمه سعیدیه سپردند تا او را به صحرا برده و پرورش دهد محمد از پستان راست او شیر خورد و پستان چپ به فرزند دیگرش لحیه كلبی تخصیص یافت محمد در صحرا در كنار برادران و خواهران رضاعیش پرورش یافت حضور او در آن خانه مایه بركت بود و چون به پنج سالگی رسید او را بمكه آورده و تحویل مادرش نمودند محمد چون با صحرا خو گرفته بود در مكه دلش میگرفت و مدام در فكر سفر بود اولین سفر او به یثرب بود كه همراه مادرش رفتند تا نزد دایی خود بمانند محمد مدت یكماه در یثرب اقامت داشت و در آنجا شنا را آموخت و چند بار بمزار پدرش همراه مادر خود رفت سرانجام از آن سفر با خاطراتی خوب بمكه بازگشت در بازگشت در منطقه ابواء مادر بیمار شد و زمین گیر و سرانجام همانجا درگذشت و محمد را تنها گذاشت در این هنگام محمد شش ساله بود كه نزد جدش میزیست او در سن 9 سالگی جدش را از دست داد و سرپرستی اش به عهده عمویش ابوطالب قرار گرفت همسر ابوطالب فاطمه بنت اسد مادر حضرت امیر(ع) نهایت محبت را به محمد داشت ایشان 12 ساله بودند كه همراه عمویشان بسفر شام رفتند در این سفر در میانه راه به دیری رسیدند و راهب آنجا بحیرا از دیدن او بوجد آمد و به ابوطالب گفت او آینده ای تابناك داردپس از بازگشت از سفر محمد به كار چوپانی مشغول شد روزی در بازار عكاظ همراه عمویش مشغول دیدن بود كه مساله جنگ فجار پیش آمد و برخی از قبایل قریش بجنگ با یكدبگر پرداختند جنگ چهار سال طول كشید و خاطراتی در ذهن او باقی گذاشت اینك 20 ساله بود و گاهگاهی به كوه میرفت و در غار حراء به تفكر می پرداخت خاطرات كودكی را بیاد می اورد و بهنگام شب بمكه بازمیگشت اینك محمد 25 ساله است و خدیجه بازرگان قریشی باو پیشنهاد سفر به شام را داد بار سفر بسته شد و محمد كاروان خدیجه را هدایت كرد او میل دیدار مجدد با بحیرا را داشت اما وی مرده بود سفر با موفقیت پایان یافت و محمد با دستی پر از سود مادی و خاطراتی خوش بمكه بازگشت امانت داری و وقار محمد خدیجه را شیفته او كرد و باو پیشنهاد ازدواج داد خدیجه 40 ساله بود و محمد فرصت خواست و موضوع را با عمویش مطرح ساخت و سرانجام آندو با یكدیگر ازدواج كردند اولین فرزندشان قاسم بدنیا آمد لیكن در سن دو سالگی فوت كرد در این زمان محمد زید پسر 8 ساله ای را بفرزند خواندگی پذیرفت خدیجه اینبار زینب را بدنیا آورد و اینك او چهل سال داشت و روزی در غار حراء به تفكر مشغول بودند ندایی را شنید بخوان محمد در هراس شد صدا دوباره گفت بخوان محمد گفت خواندن نمیدانم صدا گفت بخوان بنام پروردگارت كه آفرید ادمی را از لخته خونی بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است همو كه قلم آفرید و به آدمی آنچه را كه نمیدانست آموخت.محمد آن را بازگو كرد او بسرعت محل را ترك كرد و لرزان به سراغ همسرش آمد خدیجه از او جویا شد فرمود مرا به پیامبری برگزیدند آنگاه خدیجه با او بیعت كرد سپس علی كه به آن خانه رفت و آمد میكرد باو گرویدند و بعد هم زید فرزند خوانده اش.سه سال به این منوال گذشت .

فرمان الهی آمد كه خویشان خود را آگاه ساز محمد ترتیب طعامی را داد و خویشان خود را دعوت نمود و مطلب را باانان در میان گذاشت عمویش او را پذیرفت ولیكن بقیه او را مسخره كردند ابوجهل و ابولهب او را آزار میدادند لیكن با گرویدن حمزه عموی پیامبر ایشان مورد حمایت حمزه قرار گرفتند.بعلت فشاری كه بر مسلمانان وارد میشد در سال پنجم بعثت 15 نفر از مسلمانان بسرپرستی جعفرابی طالب راهی حبشه شدند و مورد استقبال حاكم حبشه قرار گرفتند قریشیان فشار را بر محمد و یارانش افزودند و سرانجام پیامبر و یارانش به شعب ابی طالب پناه بردند و در آنجا به مدت سه سال در سخترین شرایط به سر بردند سرانجام مدت پیمان سپری شد و مسلمانان از آن محل خارج و بمكه بازگشتنددر سال نهم بعثت ابوطالب وفات نمود و یك هفته بعد همسر عزیز پیامبر رحلت فرمود و پیامبر را تنها گذاشتند.شهرت پیامبر به یثرب رسید دو قبیله اوس و خزرج كه مدتها بود با هم جدال داشتند برای حل اختلاف به پیامبر مراجعه كردند پیامبر مشكل آنها را حل كرد و آنها مسلمان شدند سرانجام زمان هجرت فرارسید و تصمیم به خروج از مكه گرفتند ابوجهل و یارانش تصمیم گرفتند او را شبانه بكشند لیكن در شب خروج علی بر بستر پیامبر آرمید و پیامبر به اتفاق ابوبكر مكه را ترك كرد و سرانجام وارد یثرب شد و مورد استقبال قرار گرفتند در ورود به یثرب زمام شتر را آزاد نموده تا مكان دلخواه را تعیین كند شتر در پیش خانه ابوایوب انصاری توقف نمود و یثرب مدینه النبی گردید نخستین كار پیامبر پیمان برادری بین انصار و مهاجرین بود سال اول هجرت را به رتق و فتق امور داخلی مسلمانان پرداخت و حكومت اسلامی را بنا نهاد.در سال دوم هجری قبله را از بیت المقدس به كعبه تغییر داد و در میان مسلمانان و كاروان ابوسفیان جنگ بدر درگرفت كه به پیروزی مسلمانان انجامید در این سال علی با فاطمه ازداوج كرد.در سال سوم هجری در احد جنگی به تلافی جنگ بدر از سوی ابوسفیان با مسلمانان روی داد و بعلت غفلت برخی از مسلمانان منجر به شكست آنان شد و حمزه عموی پیامبر شهید شد.در سالهای بعد جنگهای متعددی میان مسلمانان و مشركان یهودان مدینه و منافقان و رومیان در گرفت كه به غزوات معروفند از جمله جنگ احزاب یا خندق كه در سال پنج هجری روی داد در این جنگ عمر بن عبدود بدست علی (ع) كشته شد .در سال هشتم هجری بعلت شكسته شدن صلح حدیبیه از سوی مشركان با ده هزار سوارمسلح بسوی مكه حركت نمود و آنجا را فتح نمود و آن منطقه را از بت پرستی رهانید در جنگ با بنی النضیر شر یهودیان مدینه را كندند(بنی قریظه) .سرانجام در جنگ خیبر یهودیان را بطور كلی از مدینه بیرون راندند.دو جنگ موته و تبوك نیز با رومیان صورت گرفت .در آخرین حج كه به حجه الوداع معروف است پیامبر در بازگشت از حج فرمان ابلاغ خلافت را از خداوند دریافت نمود و در غدیر خم این رسالت را نیز انجام داد.پیامبر در بازگشت از مكه بیمار گشت ودر بستر بیماری درخواست قلم كردند اما اجابت نشد و سرانجام ضمن سفارش خاندان خود در روز 28 صفر سال 11 هجری چشم از جهان فروبست در حالیكه سرشان در دامان علی بود آنحضرت مدت 63 سال عمر كردند و با رحلت ایشان عصر نبوت كه از دوران آدم(ع) آغاز شده بود خاتمه یافت و عصر امامت برهبری امام علی(ع) آغاز شد