تاریخ انتشار:1397/07/18
 پایه اصلی دانش بشر عرفان است
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

پایه اصلی دانش بشر عرفان است

به نام خدا
عرفان یعنی معرفت آدمی ازطریق دل. بعبارتی دانش حضوری و حضورمعلوم درذهن ویادل عالم. درحالیکه در دانش حصولی یعنی معقولات صورت یا مفهوم معلوم نزد ذهن میباشد .
طبعا هردو دانش یعنی معقول ومعرفت ارزشمندند اما عرفان امری شخصی وفردی است درحالیکه معقولات امری کلی وعمومی است وقابل انتقال بدیگران
اما هیچ میدانیم که پایه همه دانشهای بشری ریشه در عرفان دارد .چگونه؟
میدانیم که در منطق اموری بدیهی محسوب میشوند یعنی قابل اثبات نیستند چون مجردند وقابل رد هم نیستند چون دل آد می برآنها گواه است .
امور بدیهی تعداد محدودی است وپایه همه علوم بشری است . شما بهر علمی سربزنید در ابتدا پیش فرض هائی که به اصول معروفند برخورد می کنید شما باید آنهارا بپذیرید چون پایه آن دانش است وبدون پذیرش آنها قادر نیستید پیش بروید.
در فلسفه نوین یا هستی شناسی دو امر حداقل بدیهی هستند:
یکی تصور بدیهی (وجود) ودیگری تصدیق بدیهی (جمع نقیضین محال است)
این دو اصل بدیهی پایه دانش فلسفه نوین است وبدون آن امکان یادگیری نیست . خوب این دو اصل چگونه اثبات میشوند؟ اصلا قابل اثبات عقلی نیستند . وجودرا باید دردل بیابی ومحال بودن جمع نقیضین را نیز. کسی شمارا نمیتواند بزور وادار کند که خودرا باور کنید .این خود شما هستید که باید ازشک درآئید والا در همان مرحله همیشه میمانید ودیگری پایه استدلال های شماست.
اینک ملاحظه فرمائید پایه واساس دانش بشری عرفان است یعنی معرفت درونی به بدیهیات وآنگاه معقولات برآنها استوار میگردد .پایه ای مطمئن والهی است .شاید بگوئیم همراه همه دانشمندان خداوند وجوددارد اما گاهی بدان توجه نمیکنیم.