تاریخ انتشار:1397/06/17
مخلوق ذهن آدمی چیست؟
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

به نام خدا

برخی میگویند خداوند مخلوق ذهن آدمی است وبعد نتیجه میگیرند که خداباوری مخلوق انسان است وچیزهای دیگر.اما ذهن آدمی چه می آفریند؟ ویا اساسا میتواند بیافریند؟

آدمی دردرونش قدرت های بسیاری دارد که یکی ازآنها تعقل است همان خردمندی چرا که حرکت ذهن یا تفکر تنها حرکت است اما بکدامین سوی میرود وبه مقصد میرسد؟ کار تعقل است تا به مقصد درست برسد.اینکه ما خودرا می یابیم دریافت ماست یا علم ما وعلم ودریافت ما غیر ازخود ماست .خود ما بخشی از هستی هستیم که آنرا دردرون خود می یابیم (علم بخود) واین امر همان مفهوم منطقی است که مصداقش درخارج است که درآینه میتوان آنرا دید ویا دیگران مارا مشاهده میکنند. که البته این هم علم حصولی است والا با دید درونی نیز میتوان یافت (عرفان)

بهرحال تعقل مخلوق آدمی نیست بلکه پی بردن به حقیقتی است که درخارج است مانند علم به همه مخلوقات که واقعیت دارند اما ما برآنها آگاهی می یابیم.پس آنچه درذهن است اصالت ندارد اصیل در خارج ذهن است (اصالت وجود)

اما گاهی آدمی چیزی را می آفریند مثلا آنچه که ژول ورن با ذهن خلاق خود آفرید .آیا آنها نیز مخلوق ما هستند .خیر چرا که آدمی قوه دیگری بنام تخیل یا خیال دارد و میتواند حرکت کند بکجا؟ به عالمی که در خارج موجود است مثلا عالم ملکوت جائی که امور آینده ترسیم میشود .با تخیل بدانجا راه می یابد وپی به امور آینده میبرد وبعد خود آنرا ترسیم میکند مثلا پرنده آهنی که بعدها هواپیما ساخته میشود.

در اینجا نیز گرچه تصویر هواپیمای خیالی با ماست اما واقعیتی در بیرون دارد که بصورت علم در ذهن ما دریافت میشود.

هستی پر از رازو شگفتی است ومخلوق آفریدگار هستی است ازجمله خود انسان وقدرت تعقل وتخیل او که میتواند بدان رازها دست یابد وبزرگترین راز خود خداست که چون بی نهایت است قابل تخیل نیست ولذا خداباوران برای آن بت ها اصنام جانوران فرشتگان وغیره را میسازند تا باآنها مانوس باشند.

و یکتاپرستان خداوند خودرا هرجائی وهرزمانی میدانند لذا امکان تخیل آنرا ندارند وبا عشق به او زندگی میکنند ویا مانند هنرمندان خدارا در مخلوق او تجسم می نمایند همانند یک زن زیباوبا آفریده خداوند عشق ورزی میکنند.

در یک کلام آنچه میدانیم وآنچه درتخیل داریم کشف است نه آفرینش وبخشی از حقیقت هستی