تاریخ انتشار:1397/05/14
اصلاح نظریه ولایت فقیه
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

بنام خدا

نظریه ولایت فقیه همانند نظریه تکامل داروین درآغاز مورد استقبال شدید قرار گرفت اما در طول زمان وتجربه دچار افت واصلاح میگردد همانگونه که امروز نظریه فرگشت علمی تر وارد میدان شده وطرفداران بیشتری یافته است. در مورد نظریه ولایت فقیه باید گفت از همان گذشته مخالفانی نیز داشت وامروزه بیشتر هم شده است واین خصلت هر تئوری است که درجریان عمل وآزمایش تکامل می یابد.اما آن اصلاح وتکامل چیست؟

در اینکه در یک جامعه دینی قوانین دین حتما حاکم است تردیدی نیست والا جامعه سکولار خواهد بود اما برای دینی کردن قوانین میتوان ازچند فقیه در شورای نگهبان مشابه همین وضعیت موجود بهره برد . ودر مواردیکه مصوبات باشرع مخالف باشد آنگاه نمایندگان مجلس با اکثریت بیشتر مثلا دوسوم آراء میتوانند موارد ضرورت ومصلحت را تصویب کنند.اما برای اینکه این سیستم متکی برفقه اسلام باشد وبنوعی مرتبط با امامت غائب میدانیم که مراجع دینی ما نواب عام امام غائبند یعنی جمع مراجع بمعنای نیابت کامل ازامام غائب درکل جامعه است پس شورائی ازمراجع درحوزه ها تشکیل میگردد ودر مورد نصب فقهای شورای نگهبان تصمیم میگیرند .با این امر کلیه مصوبات مجلس منطبق با شرع انور است و باید اجرا شود دستگاه اجرائی که درراس آن رئیس جمهور است توسط مردم ومجلس مشخص میگردد و بالاترین مسوول قضائی کشور نیز بوسیله مجلس تعیین می گردد وقضات نیز براساس قوانین مصوب مجلس بداوری ومحاکمه میپردازند.

در نتیجه شرعیت واسلامیت نظام بوسیله مراجع دینی مشخص گردیده واجرای مصوبات با منتخبان مردم خواهد بود.

در این سیستم روحانیت مانند 14 قرن گذشته در حوزه ها خواهند بود وبه قوای مملکت ورود پیدا نمیکنند اما اساس قوانین برمبنای فقهای منصوب آنانست  وملت نیز گرداننده واقعی کشورند .اینست مردمسالاری دینی در سیستم نظریه اصلاح شده ولایت فقیه که درآن مراجع جایگزین شده اند ودرامور دولتی دخالت نمیکنند درعین حال قانون شرع اعمال میگردد. این روشی بود که شهید نوری در دوره مشروطیت مطرح کردند وبه تصویب هم رسید اما اجرا نشد کاش میشد تا امروز دچار بحران نمی شدیم.

با توجه به اصلاح نظریه مجلس خبرگان ورهبری ومجمع تشخیص کلا ازقانون اساسی حذف میگردد ورهبری فعلی بعنوان یکی ازمراجع در شورای مراجع خواهند بود.