تاریخ انتشار:1396/05/16
کلاف سردرگم نقد درکشور
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

بنام خدا

کلاف سردرگم نقد درکشور

امروزه نقد در جامعه ایران درصدر همه امور است ودر تمامی مناصب وگروه هاوجوددارد. رهبری نظام از قصور مسولان انتقاد میکنند مسوولان از یکدیگر احزاب از مسوولان .قوای سه گانه از یکدیگر مردم از دولت ونظام و گاه نقد دولتی ها از مردم .خلاصه مساله نقد آنقدر فراوان شده است که در این رفت وبرگشت کلاف سردرگم شده است واینکه باید کسی پیدا شود سر این کلاف را پیدا کند وملت را از این چاه نقد بیرون آورد .اخیرا رهبری معظم در سخنانشان به رئیس جمهور در مراسم تنفیذ دولت را به مدارا وگوشدهی به نقد دیگران سفارش کردند. که قطعا توصیه ایشان اقلیتهارا وا میدارد که به نقد بیشتر دولت بپردازند وچون دولت درگیر امور مهمی است شاید براین کلاف سردرکم نیزبیافزاید.چرا ملت ما در امر نقد ویا هر مساله دیگری افراط میکند ونقدرا تبدیل به ابزاری برای نابودی میکند درحالیکه نقد وسیله رشد فرد وجامعه است چرا؟

اگر ببرخی از نقاشی های معما گونه که برای رسیدن به سر نخ چند راه پیش بینی شده بنگریم سرانجام درآن راهی برای رسیدن به مقصد پیدا میکنیم .اما اگر مقصدی درکار نباشد شما دردرون آن طرح مدام دور خود میچرخید وهرگز به انتها نمیرسید چرا که این طرح برای راهیابی نیست فقط برای سرگردانی ووقت گذرانی است . کلاف سردرگم نقد درایران بنظر بنده اینگونه است قرار نیست که به مقصد برسیم قرار است وقت بگذرد وسرگرم باشیم هم در ظاهر فضای نقدرا ترویج کرده ایم وهم مردم را دلگرم برای آینده نگاه میداریم .فعلا 4 دهه گذشته است .درخت انقلاب را امام راحل کاشته وبدست رهبری سپردند تا آبیاری کنند وامروز ما میوه های این درخت را می بینیم ومیخوریم واز تلخی آن فریاد برمی آوریم . چرا؟ مگر مردم ما نقش خودرا در این مدت با مشارکت خود درانتخابات نشان ندادند ؟ پس چرا از ره آورد آن ناخوشند؟ آیا مشکل در ملت است؟ چرا مساله نقد کلاف سردرگم شده است ؟ اگر قرار باشد که نقد یک بازی وسرگرمی باشد چه باید کرد؟ بگردیم ودراین کلاف نقطه تاریکی را که از دید مردم پنهان است پیدا کنیم که شاید سر کلاف همینجا باشد وبساط نقدبی درو پیکررا برچینیم .