تاریخ انتشار:1396/04/01
مردمسالاری حق است نه تکلیف؟
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

بنام خدا

مردمسالاری نه پدیده نوینی است ونه ساخته خود انسان اگر چه در طول زمان اشکال آن تکامل یافته وبشکل امروزی در دنیای غرب ویا ایران اسلامی بکار میرود.در علم کلام بحثی بسیار قدیمی وجوددارد وآن بحث جبر واختیار است که سالها علمای مربوط درباره آن قلمفرسائی کرده اند. آنانکه بخدائی باور ندارند خودرا مختار می یابند. وآنانکه معتقد به آفریدگار جهان هستند در بدترین نوع برداشت به حداقل اختیار در انسان باور دارند . خداوند این موجود را آزاد آفرید تا سرنوشت خودرا خود بدست گیرد. وآنگاه در پایان راه برای اعما ل اختیاری آنان حساب وکتاب قرار داد . اگر همه چیز درچنبره جبر میبود دیگر قیامت مفهومی نداشت . بنابراین مساله اختیار درذات آدمی کاشته شده است واو مختار است تا همان خدای آفریننده خودرا بپذیرد یا نپذیرد. حکومت اورا قبول کند یا نکند ودر هرمرحله از پذیرش میتواند بعقب باز گردد . این خصلت آدمی در دنیای ماست . بنابراین دموکراسی ومردمسالاری در ذات خود ازآغاز هستی بوده است وکسی به او تقدیم نمیکند . در نتیجه این حق انسان است در گزینشها ونمیتوان آنرا ستاند . در کنار این حق خدادادی خداوند راهنمایانی همچون پیامبر وامام بمردم معرفی کرد تا یاورراه باشند .این راهنمایان وظیفه دارند مردم را هدایت کنند ولی تا زمانیکه مردم یک جامعه بدانان روی نکنند حق ندارند بزور متوسل شده وبرآنان حکومت کنند . تنها در صورت پذیرش مردم حکومت برآنان تکلیف میشود . درنتیجه آنان که حق تعیین حکومت دارند مردمند وراهنمایان ارسالی ازسوی خداوند در صورت اقبال مردم مکلف به پذیرشند