تضعیف اقتدارمردم تا کجا ادامه دارد؟
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

بنام خدا

در اینکه میگویند همه نهادها درجمهوری اسلامی ازمردم نشات میگیرد درست است اما قدرت همیشه بدنبال تمرکز است .این خاصیت قدرت است وبرمردم که خود موجد قدرتند نیز رحم نمیکند.بنده مواردی را که درطول 30 سال گذشته رویداده است را بعنوان مثال مطرح میکنم.

1-پس از رحلت امام راحل قانون اساسی تغییر یافت وموارد تغییر درآن در سه حوزه رهبری ریاست جمهوری وقوه قضائیه بود .بدینگونه که رهبری بصورت شورائی وپست نخست وزیر وشورای عالی قضائی حذف ورهبری فردی ورئیس جمهور با اختیارات نخست وزیر ورئیس قوه قضائیه جایگزین شورای عالی قضائی شد . البته دلیل اصلی آن بود که تمرکز قدرت در فرد باشد تا جمع تا بتوان به تصمیم گیری رسید . بله این امر ازجهتی خوب بود اما ازجهت دیگر موجب تمرکز قدرت دریکجا گردید که میتوانست آثار سوئی داشته باشد که نمونه بارز آن تغییرات رویداده درنظام قضائی بود که باشکست روبرو شد وبا کلی خسارات بوضعیت اول بازگشت .

2-پس از تصویب تغییرات درقانون اساسی دومین مرحله از تضعیف اقتدار مردم درچند اقدام پیش رفت.

یک:قوه قضائیه در اجرای قانون اساسی آن چنان که باید مقررات مربوطه به امور قضائی که بموجب قانون اساسی دراختیار گرفته بود آماده تقدیم به مجلس نمی نمود وقوه مجریه دچار مشکل میگردید نمونه آن لایحه تعریف جرم سیاسی بود که 30 سال طول کشید تا همین چند روز پیش در مجلس مطرح وکلیات آن تصویب شد البته آنهم چندان مقبول قوه مجریه نیست .

وبراساس همین اندیشه بسیاری از متهمین سیاسی محکوم واز حقوق اجتماعی از جمله کاندیداتوری مجالس محروم شده اند.

دو:شورای نگهبان با تفسیر نادرستی از نظارت خود درامر انتخابات عملا مانع حضور برخی از نمایندگان مردم در مجلس میشوند.

سه:در دوره ریاست جمهوری گذشته شورای محترم نگهبان در تفسیری ازاصل 113 اقتداررئیس جمهور را دراجرای مسوولیت خود محدود نمود.

بنابراین دراین مرحله نیزدونهاد یادشده بنوعی اقتدار مردم را در آزادیهای موجود درقانون اساسی تضعیف نموده اند

3-اینک که انتخابات درمسیر برگزاری است بنظر میرسد که حمله به رئیس جمهور توسط روزنامه ها ونهادهای خاص بنوعی اقتدار فرد دوم کشور که منتخب مستقیم ملت است رادر جهت تضعیف رای مردم بکار گرفته اند .

پرسش اصلی اینستکه تضعیف اقتدار ملت تا کجا ادامه دارد چون اینگونه تحرکات موجب خسارات عدیده به جمهوری اسلامی ومردم است .

اگر واقعا تصمیم براینستکه مردم با برقراری جمهوری اسلامی دیگر نقشی درنظام ما نداشته باشند میتوان سریعا نسبت به اصلاح قانون اساسی که 30 سال ازآخرین تغییر گذشته اقدام شودو مثلا این بار با انتقال مسوولیتهای قوه مجریه به رهبری و انتصاب رئیس جمهور بعنوان معاون اول رهبری بدون نیاز به انتخابات مشکل این دوگانگی را حل نمود و حداقل ملت ما خودرا دربرابر مسوول بدون اختیارویا بی پاسخگو نبیند . شاید با این تغییر مردم نیز توقعات خودرا کاسته وبدنبال کارخود بروند.