تاریخ انتشار:0000/00/00
448-رهبری ومرجعیت؟
نمایش 1-1 از 1 نتیجه

 

بنام خدا

آیا مرجعیت شرط رهبری است؟

آیا باوجود رهبری ازمرجعیت بی نیاز هستیم؟

چگونگی روابط مراجع با رهبری؟

مرجعیت اعلم؟

در این مختصر تلاش میشود تا حد امکان پاسخ سوالات یادشده داده شود.

یک:بموجب قانون اساسی مصوب 1358(اصل107) یکی از شرایط رهبری مرجعیت بود که بهنگام انتخاب رهبر جدید یکی از مراجع ویا سه نفر از آنان برای رهبری یا شورای رهبری برگزیده میشدند. اما با تغییر در قانون اساسی درسال 1368 شرط مرجعیت از رهبری حذف شد و برای رهبری علاوه برسایر شروط تنها اجتهاد کافی بود ولذا هم اکنون برای انتخاب رهبری بموجب قانون اساسی موجود مرجعیت ضرورت ندارد. البته بس از رحلت امام مساله انتخاب رهبری مطرح شد که با وجود شرط مرجعیت درآنزمان مجلس خبرگان بنوعی مساله را حل نمودند که البته در اصلاح قانون اساسی شرط مرجعیت حذف گردید.

دو:با وجود رهبری ما هرگز از مرجعیت بی نیاز نیستیم چرا که رهبری امری سیاسی وحکومتی است ودرطول 1400 سال دوره اسلام اندک مدتی از رهبری اسلامی برخوردار بوده ایم درحالیکه در طول این مدت مرجعیت کماکان فعال بودند ونیازهای مسلمانان را تامین میکردند .بنابراین نه تنها بی نیاز نیستیم بلکه صددرصد وجود مرجعیت ضروری است.

سه:در مورد روابط مراجع با رهبری همانگونه که در بند قبلی گفته شد مرجعیت همیشه در صحنه جامعه حضور داشته است وپیروان خودرا رهبری دینی میکرده است اما چنانچه رهبری سیاسی تشکیل گردد همه مردم حتی مراجع نیز تابع دستورات واحکام حکومتی اند وتنها درآن بخش از امور دینی که قانون یا حکم حکومتی وجودندارد از مراجع تبعیت میکنیم

چهار:مرجعیت اعلم دردوران اسلامی چندین بار بوجود آمد وموجب تمرکز قدرت سیاسی درجهان اسلام شد .اما با وجود رهبری در نظام اسلامی دیگر ضروتی به ایجاد مرکزیت درمرجعیت نیست چرا که اگر امری حیاتی باشد از طریق حکم حکومتی مشکل حل میشود ولی وجود مرجع اعلم مانع از رشد حوزه های علمیه وتجمیع همه علاقمندان به مراجع است.اگر نیاز به مرکزیت در مرجعیت باشد میتوان با تشکیل شورائی از مراجع اموررا بررسی نمود .هرچه فرصت رشد مرجعیت جدید داده شود خود موجب رشد اسلام است. همانگونه که در سایر علوم نیز وجود مراجع متعدد موجب شکوفائی علوم گردیده است.

تفاوتات مرجعیت وولایت را میتوان درمواردزیرمشاهده نمود

یک:مرجعیت امری نظری است وولایت امری عملی ومراد اینستکه مرجع دینی نظرات خورا درمورد احکام افتا ودر اختیار پیروان قرار میدهد در حالیکه ولایت ورهبری مساله عملی اجتماع است او امور مسلمین را اداره میکند تا اینکه فتوا صادر کند

دو:مرجعیت امری فردی وولایت امری جمعی واجتماعی است ومراد اینستکه فتاوای مرجع دینی برای تک تک افراد جامعه است درحالیکه ولایت اداره جمع افراد است .

سه:مرجعیت امری نصبی است درحالیکه ولایت با انتخاب مردم است وبعبارت دیگر شورائی است . همه پیامبران وامامان بدلیل مرجعیت دینی آنان منصوب حقتعالی هستند چرا که ملاک مرجعیت دانش دینی است وتنها خداوند است که از دانش یک فرد آگاه است. اما مساله ولایت مدیریت یک جامعه است واین امر نیاز به تجربه وشناخت مردم است که نهایتا با رای آنان برگزیده میشود.

چهار:مرجعیت امری ابتدائی است وولایت زماندار وتجربی است . مراد اینستکه هر پیامیر وامامی با داشتن دانش دینی قادر به هدایت مردم هستند ونیازی به تجربه وگذشت زمان نیست درحالیکه مساله رهبری جامعه نیاز به تجربه وزمان دارد ودر جریان همین گذشت زمان مدیریت فرد برای مردم شناخته میگردد.