پیوندها

معرفی نویسنده

من: محمد علي به آبادي بازنشسته بانک مرکزی و مولف کتابهای:

1-بیست سال قانونگذاری در ایران

2- آشنائی جامع با قران کریم

3- پرسش و پاسخ درباره هزار نكته قرآني

4- بلاگرها

پست الکترونیک

مساله روز

به بزرگترین شبکه وبلاگنویسی جهان خوش آمدید

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک


The biggest network on blogging in the world

پایگاه جامع آشنائی باقران کریم علوم اسلامی واینترنت

پروژه نماد سازی از حضرت صاحب ویاران ایشان در دنیای مجازی

سایت کتاب هدایت درمرکز دایره و313وبلاگ درپیرامون آن بعنوان نمادی ازآن حضرت و  یاران  ایشان در حکومت جهانی

http://behabadi.ir

http://behabady.ir

2016-04-21 04:18:34

شبکه درلینکدین
شبکه درتوئیتر
شبکه درفیس بوک
شبکه درویکی پدیا
شبکه درتلگرام




 

مجلس جدید دریک پیچ تاریخی!

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا
رویداد تاسف بار جان باختن برخی از جوانان سرباز ما در جاده ها که برای چندمین بار رخ داده است وهمیشه بدنبال مقصر در جاده وراننده و..بوده ایم این بار انشا ءالله مقصر اصلی را یافته ایم که همان شیوه غلط وقدیمی سرباز گیری بوده است والحمدلله نگرانیهای مردمی موجب گردید که جلسه مشترکی با مسوولان نظام وظیفه در مجلس تشکیل شود که امیدواریم بطور جدی مشکل حل گردد. بنظر حقیر ارتش وسپاه نیازمند سرباز است وسربازی وظیفه همگان اما چگونه این امر صورت پذیرد تا هم این خدمت عمومی همگانی باشد وهم سیستم دوران استعمار وبردگی برچیده شود.
1- اولا برای خدمت در جبهه ها همیشه داوطلبانی وجوددارند مانند بسیجیان عزیز وکسانیکه عشق بوطن ودین خود دارند وبا اختیار به جبهه میروند تکلیف اینان مشخص است واگر دراین مسیر شهید شوند خوش به سعادتشان ودولت نیز برای خانواده شهید امکاناتی را درنظر میگیرد که تا کنون چنین بوده است.
2- اگر از طریق یادشده نیاز به جبهه ها و سایر امور تامین کافی بوجود نیامد دولت اقدام به استخدام سرباز بنماید در این صورت برخی از بی کاران که بدنبال شغلی هستند آماده ورود بسربازی میشوند وضمن اتمام دوره خود زندگی خانواده خودرا نیز تامین میکنند واگر پس از اتمام سربازی ارتش نیاز داشت میتواند آنانرا بخدمت دائم بگیرد.
3-کسانیکه بهر دلیل نمی توانند وارد گود یادشده در بالا شوند باید برای خدمت وظیفه خود آنرا بخرند ومبلغی را بدولت بپردازند .این مبلغ صرف هزینه های دو مورد یادشده میگردد.
بدین گونه عمل کردن اولا سربازی کاملا داوطلبانه خواهد بود ثانیا هزینه ای برای نظام ایجاد نمیکند ثالثا همگان مشمول خدمت خواهند بود .البته اگر دوره سربازی کوتاهتر شود علاقمندان به خدمت وظیفه بیشتر شده ودیگر فرار از سربازی مطرح نمیشود . این موارد در کشورهای مترقی جهان مورد عمل است وآنچه در کشور ما روی میدهد یاد گار دوران رضا خانی وکشورهای استعماری است. ضمنا طبق قانون اساسی سربازگیری برای بیگاری وخدمت به سایر پرسنل صریحا ممنوع شده است.



   

کسانی که نانشان در اختلاف است!

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

زمانیکه دولت منتخب مردم موفق شدند یک اختلاف پیچیده بین المللی را با برجام فیصله دهند رئیس دولت برجام 2 را پیشنهاد کرد که بلافاصله ازسوی مخالفان دولت ردشد .آنان حتی فرصت ندادند که رئیس جمهور برجام 2 را تشریح کند وصلاح خودرا در مقابله با آن دانستند .برجام 2 حل وفصل اختلافات در داخل بود .چه وقتی دولت قادر است پیچیده ترین اختلاف بین المللی را حل کند چرا نتواند اختلافات درونی را فیصله دهد؟ ومخالفان چون براقتدار دولت واقف بودند بنای مخالفت با آنرا دادند اما همه حملات بسوی همان برجام بود تا کسی پی به ماهیت برجام 2 نبرد.البته اینکه پیچیده ترین مشکلات خارجی قابل حل است نمیتوان باور داشت که بهمان سادگی در مورد اختلافات درداخل اقدام نمود .اختلافات داخلی بسیار پیچیده تر از موارد بیرونی است ولذا آنانکه طالب آرامش نیستند ونانشان در آشوب ودودستگی است تمایلی به حل آن ندارند.بعد از حمله به برجام ورد زمینه برجام2 سیل حملات به دولت منتخب مردم از هرسو آغازشده است وهمانند دوران دولت اصلاحات می خواهند نفس این دولت را بگیرند تا در امور موفق نشود .غافل ازآنکه به تعبیر رهبری در برخی امور 30 سال عقب هستیم وچشم انداز به عقب رانده شده است از طرف دیگر اگر دولت توفیقی بدست نیاورد مردم هرگز موفقیت دولت منتخب خودرا در حل یک بحران بین المللی فراموش نخواهند نمود واین بیادگار در تاریخ میماند همانگونه که موفقیتهای دوران دولت اصلاحات نیز بیادگار ماند ودیگر قابل حذف ازتاریخ نیست.




   

بیاد جوانانی که بیهوده جان می بازند!

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

بنام خدا

رویداد اخیر در جاده جنوب که منجر به کشته شدن 19 سرباز وظیفه شد نه اولین بار بود ونه شاید برای آخرین بار. جوانانی که برای خانواده خود امیدها بودند تا ازخدمت برگردند ویاور آنان باشند بیهوده جان عزیزخودرا در جاده های مرگ از دست دادند .اینان نه برای بدست آوردن نانی ونه فروش مواد مخدر بسفر رفته بودند بلکه در خدمت نظام وبرای امر سربازی در سفر بودند ومطالعه برگی از خاطرات یکی ازآنان لحظات دشوار سفرشان را از مقصد در پادگان نشان میدهد .شاید خداوند به آنان لطف بزرگی کرده است که بجای سرگردانی پس از پایان خدمت برای کار ویا هجرت بدیار غرب همان به که بسرای جاوید رفتند وراحت شدند .بینوا آنانکه با دست وپای شکسته معلوم نیست تا کی بردوش خانواده رنجدیده بار باشند .این رویداد میتواند تکانی به نظام ومسوولان مربوط بدهد تا این شیوه سربازی را که یادگار دوران استعمار وبازمانده از کشورهای استعماری است برچینند وبجای بیگاری رفتن جوانان ما از استخدام سربازی بشیوه مدرن استفاده کنند تا هم برای برخی از جوانان بیکار کاری فراهم گردد وهم از دوسال عمر بیهوده ورویدادهای دلخراش جلوگیری شود و دیگر شاهد خرید وفروش سربازی نباشیم که اینگونه دریافتها مارا بیاد دریافتهای کلان برخی ازمدیران دولتی که هم اکنون نقل محافل است می اندازد.




   

بله دوقطبی بودن جامعه بزیان است!

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

بنام خدا

اخیرا برخی از اهل منبر وتریبون مخالفت خودرا با دوقطبی بودن جامعه اعلام داشته اند وآنرا خطرناک میدانند .بله این امر کاملا درست است واین عزیزان فراموش کرده اند که خود مبلغ این تفکر بوده اند . آنگاه که طرفداران خودرا از بقیه پرهیز میدادند واجازه ورود غیر خودی را در میان خود نمیدادند. آنان نمیدانستند که کاشت چنین نهالی چنین داشتی را دربرخواهد داشت .زمانیکه اندکی خودرا حزب الهی نامیدند عملا دیگران را غیر حزب الهی تلقی نمودند وهمین مایه جدائیها گردید . اینک باز هم بجاست خسارت را از هر جائی که جلوگیر باشیم غنیمت است . باید بدانیم که همه مردم ایران انسان وبنده خدایند اما برخی رام وبرخی ناآرام .همه ایرانیان مسلمانند اما برخی تابع وبرخی میداندار. همه ایرانیان حزب الهی هستند اما برخی نقاد وبرخی ساکت .همه مردم ما اصولگرا ویا اصلاح طلبند اما برخی اهل نقدند وبرخی پیرونند و همه کشورشان را دوست دارند اما روش اداره آنرا با منافع ملی سازگار ویا ناسازگار میدانند وتمام مطلب همین است که همیشه برخی تابع قدرت وبرخی روبروی قدرتند واین بمعنای دوقطبی بودن نیست .این پویائی جامعه ایران را نشان میدهد . بقول برخی باید گفت زنده باد مخالف من چونکه با نقد خود مرا پایدارتر میسازد وجامعه رشد میکند . در این شرایط است که اگر آنانیکه اینک با دوقطبی شدن موافق نیستند میتوانند با بستن پرونده های مخالفان سیاسی خود از هر جهت وبازگشت آنان بجامعه  تک قطبی بودن را درعمل نشان دهند والا باز همان شعار فصلی است که زمان پایانش نزدیک است.




   

حل معضل تعارضات فرهنگی درکشور

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

وزارت ارشاد میگوید ما مجوز کنسرت میدهیم دیگران آنرا لغو میکنند قوه قضائیه میگوید ما کاری به مجوز نداریم هر اقدام مخالف قانون را جلوگیری می کنیم . تنها این تعارضات در زمینه کنسرت نیست در امور فرهنگی مانند برگزاری تئاتر فیلم ویا سخنرانیها نیز همین مشکل وجودارد. وهر نهادی براساس اختیار خود عمل میکند. راه چاره چیست؟

کشور آمریکا دارای ایالات متعددی است ودر هریک قوانینی جاری است که در بقیه نقاط نیست مثلا دربرخی اعدام وجود دارد اما در موارد دیگر نیست در جائی فروش اسلحه ممنوع است ویا کشیدن سیگار در جائی مجاز ودر بقیه غیر مجاز است .می بینبید که چگونه مشکل را حل کرده اند. چرا ما ازآنها یاد نمیگیریم؟آیا تجارب بشری بی ارزش است؟ بله ما هم مردمانی داریم با فرهنگهای گوناگون درسراسر کشور .صرف اینکه مثلا تهران مرکزیت دارد مشکل استانها حل میشود؟ باید بدانیم که کشور ما نیز مانند آمریکا یک سرزمین و30 کلانتر است وهر منطقه دارای فرهنگ خاص خودش وقانون اساسی هم آنرا تائید کرده است .چرا باید مجوز کنسرت ویا تئاتر وفیلم وسخنرانی در تهران داده شود .در استانها پشمی برای مجوز های مرکز قائل نیستند .تازه بماند که گرو ه هائی خود مختار نیز فعالند .بیائیم به هنر مندان ودست اندر کاران امر فرهنگ بگوئیم که اگر مایل به فعالیت در منطقه ای غیر از تهران هستید بهمان منطقه مراجعه کنید تا دادستانی منطقه ونمایندگان مردم ورهبری درآن منطقه نظر خودرا بدهند وبا خیال راحت کاررا دنبال کنید .وزارت ارشاد مخصوص تهران است ونمیتواند برای مناطق دیگر تصمیم بگیرد .بقول برخی برای اینکه کارت پیش برود باید دم بزرگ محله را ببینید .محدوده قدرت مرکز حداکثر درون استان تهران است .




   

کوتاهی های مجمع تشخیص مصلحت نظام!

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

شاید کسی باور نکند که در جمهوری اسلامی مجمع تشخیص مصلحت نظام با ارزش ترین نهاد قانون اساسی است حتی بر نهاد رهبری نیز بنظر حقیر مرجح است . در دوره مشروطیت مساله حضور 5 فقیه طراز اول در مجلس شورای ملی تصویب شد که امروزه بعنوان شورای نگهبان در قانون اساسی آمده است .اما مساله نهاد مجمع تشخیص مهمترین نهاد در قانون اساسی واولین بار است که در جهان اسلام در طول 14 قرن نهادی برای بروز نمودن احکام اسلام بوجود آمده است . در هرحال هنوز کمتر توجهی بدین امر مهم شده است .اما وظیفه دیگری برای این مجمع در قانون اساسی در نظر گرفته شده است که آن تنظیم سیاستهای کلی نظام وارائه آن به رهبری برای ابلاغ به قوای سه گانه است .مهمتر ازآن وظیفه دیگری است که رهبری نظام برای مجمع در نظر گرفته اند که همان نظارت بر اجرای سیاستهای کلی نظام میباشد . پرسش این است که آن مجمع تاکنون چه نظارتی بر اجرای سیاستهای کلی نظام در طول این 20 سال نموده است؟ آیا اگر نظارت جدی وجود میداشت ممکن بود که در دولتهای گذشته از خطوط اصلی نظام عبور کنند وکشوررا بمرز تحریم کامل برسانند ؟آیا قرار نبود که کشور ما در چشم انداز 1400 چه باشد ؟ واینک این چشم انداز به 25 سال دیگر عقب برود وباز شاید تکرار گردد وما هرگز به آرمان های خود نرسیم ؟ سالهاست که مدام برطبل اقتصاد بدون نفت کوبیدیم اما چه شد؟ اینک دراندیشه بازارهای فروش نفتیم در حالیکه عربستان در اندیشه قطع وابستگی خود به نفت است؟

مجمع در نظارت خود برسیاستها کوتاهی کرده است .غالبا اعضا در بیرون مجمع با هم کارد وپنیرند اما وقتی در کنار هم جمع میشوند با هم نان وپنیر میخورند .خوب نتیجه سیاستهای کلی که نظارت برآن بر دوش مجمع است چه میشود؟




   

آزادی رسانه هارا پاس بداریم

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

چندی پیش روزنامه ای گزارشی از زندگی یک روزه یک بازداشتی در زندان حسن آباد قم تحت عنوان (یک روز لعنتی) منتشر کرد که بازگو کننده رویدادهای موجود درزندان با یک نفر بازداشتی بود .بلافاصله با شکایت مدیریت زندان مبنی بر کذب بودن این گزارش مدیر مسوول روزنامه یادشده بعلت نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفت .همین هفته در برنامه ماه عسل یک خانم معلمی در مشهد بمدت یک روز بازداشت شده بود که بخشی از رویدادهای آن یک روز بازداشت را بیان داشت که تا حدودی یادآور گزارش تکذیب شده آن روزنامه بود که مجری برنامه صحبت آن خانم را قطع کرده واظهار داشت که این امررا ادامه ندهد تا بمشکلی برنخورند. اینکه گزارش روزنامه ار حوادث موجود درزندان صحت نداشته ویا نظرات آن خانم معلم هم نادرست باشد موجب خوشحالی هر ایرانی است که به تعبیر امام راحل زندان ها در جمهوری اسلامی دانشگاه است وزندانیان پس از ورود بجامعه تبدیل به انسانهای درستکاری میشوند وهمین توقع از زندان در این نظام میرود.اما نکته باریکتر ازمو آن آزادی رسانه هاست که نباید در اینگونه موارد محدود گردد .باید فرض را براین گذاشت که ممکن است یک درصد گزارشهای رسانه ها علیه یک نهاد دولتی درست باشد اهمیت دادن به این یک درصد بیش از 99 درصد نادرستی یک گزارش است.چون اگر همان یک درصد صحت داشته باشد حق الناس ضایع گردیده وموجب مسوولیت نظام ما میگردد .مساله آزادی مطبوعات امر کوچکی نیست .مطبوعات رکن چهارم مشروطیت بودند . در آمریکا قانونی موجود است که مطبوعات میتوانند علیه یک نهاد دولتی افترا بزنند ومورد تعقیب قرار نگیرند . در یک جامعه سرمایه داری سلطه گر اینگونه مطبوعات پاس داشته میشود پس سهم نظام ما در این امر چقدر است؟ آیا تجربه تحت تعقیب قرار گرفتن فله ای مطبوعات در گذشته در پیش رو نیست؟ وآیا چندی پیش بعلت گزارشهائی در مجلس تغییراتی در مدیریت زندان ها پیش نیامد؟آزادی مطبوعات را پاس داریم که نظام ما درسایه آن پایدار می ماند.




   

باید ازنقدها استقبال نمود!(دریافتی های کلان)

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

اخیرا انتشار فیش حقوقی یکی از مدیران ارشدنظام سرو صدائی برپاکرد وبرخی آنرا ابزاری برای مقابله با دولت منتخب مردم دانستند.گیریم که چنین باشد اما گاه عدو شود سبب خیر وباید ازآن استقبال نمود .واقعا دریافتی های کلان توسط مدیران نظام امری غیر عادلانه است وموجب رنجش مردم ایران میشود.ممکن است این امر صحت نداشته باشد اما میتواند خیزی برای حل معضل تبعیض در دریافتی ها باشد که دراساس ارثیه دولتهای پیشین است نه این دولت.اگر دولت در امر برجام باآن عظمتش موفق شد قطعا در این موارد هم پیروز میگردد .اینک فرصت طلائی برای قوه مجریه ومجلس شورای اسلامی ایجاد شده است تا تصمیمی مشخص برای یکسان سازی دریافتی ها اتخاذ کند واز هرگونه استثنا ها بپرهیزد.البته همین فرصت طلائی برای مجلس خبرگان رهبری ونهاد رهبری بدست آمده است تا در امر بیت المال که جدای از خزانه دولت است همین اقدام مبارک را انجام دهد .بعلاوه اینکه بیت المال تعلق به امام عصر دارد وایشان برجریانات شاهدند ومردم نیز نمایندگان خودرا برای اینگونه امور به مجلس خبرگان رهبری گسیل داشته اند .بهرحال دولتها گاه درجریان یک تهاجم انتقادی قرار میگیرند که اگر با منطق با آن روبرو شوند قطعا نتیجه مثبت گرفته میشود .پیروزی در امر ی که موجب عدالت باشد خود موفقیت دربرجام دیگری است که نباید ازآن غافل بود .دنیای مترقی امروز دریافتی های مسوولان بالا را برای آگاهی عموم مردم منتشر میکنند واین از افتخارات دنیای پیشرفته است .اگر از مردم خود رودربایستی نداریم دریافتی های خودرا بمردم اعلام کنیم چه میزان در خزانه وبیت المال هست وبه مدیران چه مقدار پرداخت میشود .اگر این اقدام صورت پذیرفت آنگاه میتوانیم سر خودرا بلند کرده وچشم در چشم مردممان بیاندازیم . اگر امروز همه چیز آشکار شود ودشوار باشد قطعا در رستاخیز دشواری آن بمراتب سخت تر خواهد بود

پیش بسوی اعلام دریافتی ها وتعدیل در آنها




   

روحانیت وآسیب های حضور درامور دولتی

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا
روحانیت پیشه وشغلی است که هدایت مردم را در آشنائی با حقایق دین واحکام الهی برعهده دارد واداره این امر برعهده حوزه های علمیه است که مسوولیت آموزش وپرورش روحانیون را عهده دارند.روحانیون عملا بردو بخش تقسیم میشود بخشی مسوولیت بیان احکام دینی را دارا هستند که در بالاترین سطح مراجع دینی هستند که صاحب رساله وفتوایند وبخش دیگر آنانکه در مورد حقایق دین تخصص دارند مانند فیلسوفان متکلمان وعلمای اخلاق. مکان تربیت این مبلغان دینی عموما مساجد ودرهر تریبون دیگر میباشد. شغل آنان بیان حقایق دین واحکام الهی است وحقوق وتامین معیشت آنان علاوه بر کمکهای مردمی از محل وجوهات پرداختی مردم به مراجع وحوزه ها میباشد.بنابراین کسیکه درلبا س روحانی است عملا دارای شغل معین ودرآمد مشخص هست ودیگر نیازی بورود به سایر حوزه ها کاری ندارد چرا که ورود به کار دیگری عملا اورا از مهمترین وظیفه خود بازداشته ویا آنرا کاهش میدهد وچه بسا موجب مسوولیت دینی نیز گردد.
پس از انقلاب اسلامی برهبری امام راحل وتصویب قانون اساسی مدیریت عالی جامعه ایران نیز تحت رهبری یک روحانی قرار گرفت تا جامعه نیز دارای قوانین منسجم دینی بشود .در این راستا 6 فقیه ازسوی رهبری برای نظارت بر قوانین مصوب مجلس تعیین میگردد ودونهاد مجریه وقضائیه مسوولیت اجرای قوانین را برعهده دارند.مجلس شورای اسلامی که مرکب از نمایندگان مردم است مسوول تنظیم وتصویب قوانین مورد نیاز جامعه است .بنابراین قوای سه گانه مقننه مجریه وقضائیه عموما سروکاری با شغل روحانیت ندارد آنانکه قانون گذارند باید از خواسته های مردم آگاه باشند وآنانکه مجریند باید مدیر و حقوقدان باشند ولذا حضور یک روحانی در قوای سه گانه نافی مسوولیت اصلی اوست وارزش شغل اورا می کاهد. البته اگر قوای سه گانه درجائی نیاز به آشنائی با حقایق دین ویا احکام باشند از حوزه ها استعلام میکنند نه اینکه یک روحانی رئیس جمهور یا وزیر یا نماینده مجلس ویا قاضی دادگستری باشد که این امر علاوه بر دوشغله بودن موجب خسارت بر شغل مهم اصلی است ویک روحانی ابواب جمعی حوزه هاست نه دولت ونباید حقوق بگیر دولت شود.بنابراین در بخش دوم تنها حضور روحانیت در مجلس خبرگان وسمت رهبری ونمایندگان رهبری در نقاط مختلف و6 نفر فقهای شورای نگهبان است واینان همگی نیزمرتبط با حوزه ها هستند ومستقل از قوای سه گانه.
حاصل آنکه شغل یک روحانی کاملا مشخص است وکارش آگاهی دادن بمردم ازطریق تریبونهای موجود ومعیشت او نیز بوسیله حوزه وبیت المال تامین میگردد. اما خزانه دولت متعلق به مردم است واداره آن نیز باید توسط مردم با تخصصهای مربوطه انجام شود.البته اگر یک روحانی بخواهد وارد کار دولتی بشود میتواند با خروج از لباس روحانی مانند همه اقشار عمل کند وتا زمانیکه در شغل دولتی هست نباید بعنوان یک روحانی نقش آفرین باشد چرا که شغل فعلی او ضایع میگردد.



   

تحجر چیست وزیان آن به اسلام؟

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا
درکلام رهبری دوامر به عنوان خطر برای اسلام وکشور مطرح گردید یکی تحجر ودیگری سکولاریسم. بنده در مورد اولی دراین مقاله کوتاه اشارتی میکنم.
تحجر در واژه از سنگ وسنگ گونه بودن وجمود وغیر متغیر معنا میدهد ودر اصطلاح نیز جمود در اندیشه ورفتار است که آدمی قادر به تغییر آن نیست.در بحث ما تحجر دردین است که برخی از مسوولان ما در قوا بگونه ای از احکام اسلام برداشت میکنند که هرگز با توجه بزمان وشرایط قادر به تغییر نیستند .البته مراد آنانی نیستند که عملا از این ابزار برای سوء استفاده بهره میبرند که حکم اینان همان کسانی است که خودرا بخواب زده اند وهرگز بیدار نمیشوند . بلکه منظور بنده آگاهی دادن به کسانی است که بریک باور پا می فشارند در حالیکه میتوانند آنرا تغییر دهند. مثالی عینی بزنم تا مطلب روشن گردد.
از همان اول انقلاب مساله تدوین قانون مجازات اسلامی مطرح بود برخی این امررا به دادگاه های انقلاب سپردند تا آنها براسا س مقررات اسلام محاکمات را پی بگیرند . تا اینکه قرار شد این امر به قوه قضائیه ارجاع گردد وآن قوه بطور آزمایشی لایحه ای را به مجلس ارائه داد ومجلس هم بدون تامل آنرا برای 5 سال آزمایشی تصویب کرد وباز دوباره 5 سال دیگر تمدید شد وبالاخره با جان کندن قانون مجازات اسلامی بی کم وکاست درمجلس تصویب شد .بنظر حقیر تحجر دراینجاست که بزرگان ما برای مجازات پس از 30 سال تلاش همان مواردی را مقرر کردند که 14 قرن پیش در دوره اولیه اسلام بود .بعبارت دیگر تصور میکردند که باید جامعه مارا به 14 قرن پیش ببرند ومجرمان آنرا به همان شرایط آنزمان مجازات نمایند .خوب پس رشد اسلام دراین 14 قرن چه شد؟ فقه پویا کجا رفت؟ وقتی لایحه در مجلس مطرح شد باز امر تحجر نقش خودرا ایفا کرد ونمایندگان باز تصور کردند که نمایندگان مردم 14 قرن پیش هستند وهمان را عینا تصویب کردند . درحالیکه نمایندگان مکلف نبودند هرچه به مجلس ارائه شده را تصویب کنند .آنان مگر شورای نگهبان ومجمع تشخیص را نمی دیدند؟ خوب نتیجه چه میشود ؟ در شهری جوانانی را برای جرم مشهود شلاق میزنند ودر دیاری دیگر کارگران را بهر دلیلی زیر شلاق میگیرند ویا در شهری دیگر دستفروشان را زده ووسایل آنانرا تخریب میکنند . مساله اصلی اینجاست که اگر فقه پویا درکار نباشد پای تحجر درمیان است وبرخی مدام احکام اسلام را سپر قرار میدهند .آنان هنوز آگاه نشده اند که اسلام عزیز اجازه تغییر دراحکام را داده است وقانون اساسی کشور آنرا تصویب نموده است. نمایندگان متحجر فراموش میکنند که نماینده مردم این زمانند ونباید خود تبدیل به شورای نگهبان شوند وهمه نهادها فراموش نکنند که ایجاد مجمع تشخیص مصلحت یکی ازافتخارات جمهوری اسلامی ویادگار امام راحل است وآنرا در ماجرای سیاسی رئیسش مثله نکنند. اسلام بن بست ندارد وهر بن بستی از تحجر ماست.شاید برخی منتظر ظهور مردی هستند که با شلاق در میدان شهر می چرخد وروزه خواران و بد حجابان را براه راست هدایت میکند .این فرد میتواند امام زمان 14 قرن پیش باشد(نمونه های آن در پاکستان افغانستان عراق سوریه عربستان هستند) اما برای عصر ما بزرگوار دیگری خواهد آمد.



   

چه کسانی مسوول نابسامانی هاهستند؟

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

مدتی است که برخی رسانه ها وگروه ها مواردی از نابسامانی ها وتخلفات را در بوق وکرنا کرده ودولت منتخب مردم را زیر رگبار نقد گرفته اند .البته نقد دولت بسیار مقبول است ودولت مکلف است درهر صورت پاسخگو باشدوباید از انتقادات استقبال کند .مردم میدانند که این نا بسامانی ها معلول گذشتگان است ووظیفه هردولتی همین است که مشکلات مانده از گذشته را برطرف کند واین بمعنای ندیده گرفتن مهمترین اقدام دولت نیست که همان برجام بود وریشه بسیاری از مشکلات ناشی از تحریم .ازطرف دیگر تا کسی ابراز میکند که مشکلات از گذشته است ذهنش بسوی دولت پایداری میرود خیر گذشتگان همه دولتهای گذشته اند که مسوولیت نابسامانی های را برعهده دارند. از دولت دوران جنگ که خرابیهای آن هنوز در جنوب مشهود است ودولت سازندگی که اقتصاد ایران را رها کرد وکسانی که نباید وارد گود اقتصاد میشدند وارد شدند ورشته از دست در رفت وشاید تا حدودی دولت اصلاحات اموررا به روال قانونی درآورد آنهم با مخالفتهاو مزاحمتهائی که در آن دوران صورت میپذیرفت وبعد هم که دولت پایداری آمد دوباره کارها بروال پیش ازاصلاحات برگشت وبی قانونی جایگزین قانونمداری شد واینک این دولت با اینکه بیش ازنیمی از دوره خودر صرف حل معضل بین المللی نمود باز همان مزاحمتها تکرار میگردد.بنابراین آنچه در جامعه ما گرفتارش شده ایم ارثیه بازمانده از دولتهای پیشین است ومخالفتها ومزاحمتهای گروه ها واشخاصی است که تنها در پی منافع خویشند وکاری به اساس اسلام وکشور ندارند واینک نیز موی دماغ دولت منتخبند .اما راهی جز خدمت نیست باید تلاش شود کاری بشود نتیجه هر چه باشد ارثیه برای آیندگان است ومسوول آنانی هستند که نگذاشتند کارها بروال قانون پیش برود وخودسرانه هرچه میخواستند کردند.




   

چگونه می توان با تحجر وسکولاریسم مقابله کرد؟

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

رهبری نظام در سخنرانی مهمی که در حرم امام فرمودند بجای کاربرد واژه های افراطی وتندرو که بنظر ایشان بیگانه است از دو اصطلاح دیگری یاد کردند وآن تحجر وسکولاریسم است .بعبارت دیگر آنانکه در دین افراط میکنند وآنانکه در جدائی دین از زندگی اجتماعی تلاش می کنند هردو بزیان جامعه اند وباید همان راهی را رفت که طریقه وسطی وراه میانه است که همان انتخاب مردم است ودولت ومردم باید متحد شوند تا راه بر تحجر وسکولاریسم بسته شود .اما چگونه میتوان با آن دو مقابله نمود؟

یکی از راه های موثر در مقابله با تحجر وسکولاریسم هست افشای عوامل روی پرده ودرون پرده است .ودراین امر بیشترین سهم را درآن دستگاه های امنیتی وقضائی دارند.مثلا زمانیکه عده ای سرخود به سفارتخانه ها تعرض نموده وآتش میزنند ویا اینکه در فلان شهر به نماینده مجلس اهانت میکنند ویا در برخی حوزه ها اقداماتی خلاف انجام میدهند اگر قوای امنیتی وقضائی عوامل موجود درصحنه ویا پشت صحنه را افشا کنند تا مردم آنانرا بشناسند دیگر در جای دیگری این عوامل نمیتوانند اقدامی کنند . ویا اینکه عواملی در صدد ضربه زدن به نظام اند ویا ترویج بی دینی میکنند ویا بدون اجازه رسمی با خارجیان در ارتباطند اینان نیز باید افشا شوند تا مردم آنانرا بشناسند .متاسفانه در عمل پس از هر رویداد تلخ مدتی روی آن بحث میشود وسپس مطلب فراموش میگردد.اگر الان از هر ایرانی بپرسند که در فلان ماجرای تلخ چه کسانی را میشناسید که عامل مستقیم ویا غیر مستقیم بوده اند؟ کسی اطلاعاتی ندارد. معرفی این عوامل تحجر وسکولار بسیار مهمتر از معرفی یک مجرم عادی است که بعلت اشتباه ویا فشار زندگی دست به جرم میزند .اما عوامل متحجر وسکولار بر پایه های اسلام ناب وجمهوریت لطمه میزنند . لطف به این جوانان تحت تاثیر عوامل تحجر وعوامل اصلی خدمت بدین وکشور نیست .باید محکم در برابر متحجرین وسکولارها ایستاد تا نظام جمهوری اسلامی همیشه استوار بماند.




   

تقوای دینی وسیاسی

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

پنجمین سفارش رهبری نظام درباره شرایط انقلابی در کشور مساله رعایت تقوای دینی وسیاسی است که البته این امر توصیه اکید قرآن کریم است ومیزان ارزش هر انسانی بدان است .متاسفانه گروهی رسانه جمعی که بنظر میرسد زنجیره ای واز یک مرکز هدایت میشود اخباری وتحلیلهائی برخلاف سفارش رهبری نظام ارائه میدهند که گاه دیدن آن تیترها در آن رسانه ها تهوع آور است وبجای اینکه مردم را بسوی اسلام وانقلاب جذب کند آنان را فراری میدهد. شاید مسوولان این رسانه های زنجیره ای آگاه برغیر متقی بودن رفتارشان ندارند وشاید خدای نکرده قصد ایجاد بدبینی درمردم برای فراری شدن از دین باشند که در این صورت خداوند برآنان نبخشد. انقلاب اسلامی وقانونمداری وادعای تدین تنها در زبان وشعار نیست بلکه مستلزم تقوای دینی وسیاسی است .اهانت تمسخر وتوهین خارج از تقوی است وتضعیف دولت ومجلس برخلاف عقل وتوصیه اکیدرهبری در سخنرانی یادشده است(اتحاد مردم ودولت) است.ممکن است طرف مقابل نیز همین حرکت را بکند اما خسارتی که برکشور واسلام وارد میشود بیشتر ازسوی مخالفان مدعی تدین اند کما اینکه در ماجرای یورش بسفارت عربستان وآتش زدن آن موجب قطع روابط وحذف حج تمتع ومحکومیت ایران در میان بیشتر کشورهای اسلامی شد.




   

انقلاب ازپائین انقلاب ازبالا

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

انقلاب از پائین یعنی حرکت درونی مردم برای تغییر که براساس آیات الهی وروایات هر تغییر در دورن جامعه ابتدا از فرد شروع میشود وآنگاه که همگانی شد بالائی ها بزیر کشیده میشوند وپائینی ها در سطح قرار می گیرند . این انقلاب بدو شیوه ممکن است:

یک : برای اسقاط یک نظام ستمگر – مانند آنچه در سال 57 در کشورمان روی داد وحرکت مردم برای اسقاط نظام موجود برهبری امام راحل با موفقیت انجام شد

دو:انقلاب دردرون یک نظام برای اصلاح آن- در چنین شیوه ای مردم با تغییر در درون خود در مقاطع انتخابات حاضر وبا کنار گذاشتن برخی وجایگزین کردن دیگران موجب تغییر در نظام می شوند .در این شیوه انقلاب امری قانونمند است و از حقوق مردم است تا به چنین انقلابی دست یازند والا منجر به همان شیوه اول میگردد.

اما انقلاب ازبالا امری است که حاکمان برای نجات نظام خود دست به رفرم می زنند ونام آنرا انقلاب می نامند در حالیکه براساس آیات الهی انقلاب از درون مردم شکل میگیرد .نمونه آن انقلاب شاه ومردم در دوره رژیم گذشته بود که تماما رفرمی برای بقای آن رژیم بود وبهترین دلیل همان انتخابات دومجلس شورا وسنا بود که تماما توسط دربار هدایت میشد . سرنوشت چنین انقلابی (باصطلاح) کاملا آشکار است وتنها انقلاب مردمی را به عقب میراند اما تخلف ناپذیر است وشدآنچه باید بشود.

اولیای ما هرگز خود آغاز گر انقلاب در جامعه نبوده اند تنها مردم را هدایت میکردند تا خود برخیزند وآنگاه هدایت کشتی انقلاب را بدست گیرند همانند امام راحل در سال 1357.

مقام معظم رهبری در سخنان اخیرشان به انقلاب از پائین ودر درون نظام اشارت داشتند وتاکید کردند که مردم ودولت باید متحد باشند واین از شروط انقلاب در درون یک نظام قانونی است .البته اقلیتی با دولت موافق نیستند آنان نیز اگر پیرو رهبری هستند باید همراه دولت باشند واز گزند بدان بپرهیزند والبته این بدان معنا نیست که نقد تعطیل گردد بلکه حتی طرفداران دولت ومجلس نیز باید نقد کنند وتا نقدی نشود اصلاح پیش نمیاید .بنابراین انقلابی یعنی همراهی با دولت ومجلس از سوی همه نهادها وگروه ها در کنارنقد.




   

رهنمود رهبری به نهادها ومردم

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

مقام معظم رهبری در حرم امام راحل بمناسبت سالگرد رحلت امام عزیز در خصوص انقلابی بودن وانقلابیگری شروطی را بیان داشتند که در واقع رهنمود ایشان در مساله انقلابی بودن به نهادها ومردم بود.کلیت مطلب بشرح زیر است.

یک:به نهادها- انقلابی بودن بمعنای حفظ اهداف بلند انقلاب اسلامی برهبری امام راحل است . شعارهای استقلال آزادی وجمهوری اسلامی که در تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی انعکاس یافته راهنمای نهادهاست . در عمل همه نهادها چه قوای سه گانه ومجموعه تحت رهبری باید به قانون اساسی پای بند باشند .سیاستهای کلی نظام ابلاغی ازسوی رهبری را مد نظر قرار دهند قوانین برنامه وبودجه وسایر قوانین مصوب مجلس را اجرا کنند وبهر صورت تخطی از قانون هرگز انقلابیگری تلقی نمیشود . نظام دارای قانون است وقانون محصول اراده جمع است وهمه مسوولان مکلفند به اراده جمع احترام بگذارند.اجرای قانون درتعهد آنهاست وتخلف ازآن خلف وعده است که خداوند هرگز تخلف از وعده نمیکند .آنچه در این میان مهم است این استکه اگر احساس شود قانونی ناقص است ویا فقد قانون هست بلافاصله باید قانون ناقص را اصلاح وبرای موارد فقدان قانون گذراند این همان مفهوم دقیق انقلابی است.

دو:مردم- آنچه در کلام رهبری خطاب به مردم است آنستکه مردم باید با دولت منتخب متحد شوند .این بیان ایشان زمانی مطرح شد که بخشی ازجمعیت شعار خلاف آن میدادند که رهبری آنان را دعوت به شنیدن این بخش از کلامشان کردند .بله اتحاد مردم با دولت .البته دولت منتخب اکثریت مردم است واکثریت همراه دولتند مراد آن اقلیت مخالف دولت است که اگر میخواهند انقلابی باشند باید همراه ومتحد دولت شوند . مساله نقد بجای خود هست وطرفداران ویا مخالفان همیشه حق نقدرا دارند .اما هرگونه تلاش برای سرنگونی دولت ویا تضعیف آن حرکتی برخلاق انقلاب وقانونمداری است.

ملت باید با دولت همراه باشد




   

نقش بریتانیا درایجاد اختلاف درایران

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

بنام خدا

بریتانیا در طول تاریخ چندصدساله اخیر ازسیاست اختلاف بیاندازو حکومت کن درسراسرجهان و درمیان کشورهای منطقه وبویژه ایران بهره برده است. نقش آن کشور در دوران قاجاریه وپهلوی درتاریخ روشن است.اخیرا اسنادی توسط بی بی سی فارسی منتشر گردیده ودر رسانه های داخلی درمورد آنها نظراتی داده شده است .انتشار این اسناد درمقطع کنونی یعنی ایام رحلت امام ودوره گذار ازبرجام حتما انگیزه خاصی را دربردارد که باید آنهارا دریافت .پیش ازآنکه برداشت خودرا از اهداف پشت پرده اقدام بی بی سی بنویسم عرض شود که طی اسنادی که اعلام شده ومحتملا مردود است سخن از ارسال دو نامه ازسوی امام راحل به دو رئیس جمهور پیشین امریکا ست . بنظر بنده اقدام امام در این مورد نه تنها بلاایراد است بلکه حکایت از درایت آن مرد بزرگ در دوران پیش ازرهبری است . چه اولا نامه اول در دوران تبعید امام درتهران به کندی بود که آن زمان وی چهره خوبی درمیان سیاستمداران آمریکا داشت وبا شاه ایران نیز مخالف بود وامام درآن زمان در آغاز راه بودند وچه بسیار عقلائی بود که برای حل مشکل شاه به وی نامه نوشتند .درمورد نامه دوم به کارتر در زمان حضورشان درپاریس نیز اشکال بنظر نمیرسد چه کشور درحال بحران بود وبرای نجات ملت ایران ارتباط با دولت پشتیبان پهلوی ایرادی نداشت واین امر نگاه بلند مدت امام را در سیاست میرساند . بنابراین ازدید بنده اقدامات امام درآن زمان بلاایراد بود (بفرض صحت اسناد یادشده)

آنچه اهمیت دارد پی بردن به هدف انتشار این اسناد دراین مقطع است .بیاد داریم که در جریان انتخابات مساله نفوذ انگلیس مطرح بود .باید این امررا جدی گرفت عوامل انگلیسی در افراطیون هر جناحی نفوذ میکنند ودر مواقع لزوم کار خودشان را میکنند .

اگر نفوذی ها در گروه اصلاحات بوده باشند هدفشان نشان دادن رفتار سیاسی امام بوده تا بتوانند در سیاستهای کلی نظام در مسیر ارتباط با آمریکا وغرب راه هارا باز کنند

اگر نفوذی ها در جناح اصولگراها بوده باشند هدفشان تضعیف موقعیت امام راحل در میان مردم کشورمان وجایگزینی نظامی مقبول خودشان است

بعبارت دیگر هدف از ارائه اسناد دراین مقطع ایجاد تغییر در سیاست های کلی نظام ویا تغییر درخود نظام است وباید کاملا هشیار باشیم.

نکته:با توجه به سخنان رهبری نظام در حرم امام راحل این دو گروه به سکولار ومتحجر تعبیرشده است




   

برای ساختن جامعه به ته خط رسیده ایم؟

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا

اخبار واصله ار نقاط گوناگون کشور نشان میدهد که نهادهای مختلف در مبارزه با فساد ویا جرائم به آخرین حربه دست یازیده اند واین بمعنای رسیدن به ته خط سازندگی است وبعد از آن دیگر امیدی نیست.

در شهری برخی از جوانان مشغول عیش ونوش را به شلاق محکوم کرده اند

در شهر دیگری کارگران معترض را به زدن شلاق محکوم کرده اند

در دیار دیگری از این کشور شهرداری برای مبارزه با دستفروشان به چوب بدستان متوسل شده است

و....

اینک که حل مشکل مفاسد وجرائم قرار است با چوب وفلک وباتون وچماق حل شود دیگر نیازی به قانون نیست که هیچ اخلاق را هم فراموش کنیم و اعلام کنیم که اسلام به بن بست رسیده است وباید به قهقرا برگردیم.شاید برخی نهادها چنین می اندیشند وبه آخرین حربه متوسل گردیده اند ولی ملت فرهیخته ایران هنوز چشم براه اخلاق وقانونمداری است واز مجلس شورای اسلامی ودولت منتخب امید راه حل دیگری را برای اینگونه موارد انتظاردارد.




   

محکومیت ایران در اتحادیه عرب

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا
در رسانه های مجازی خبر محکومیت ایران در اتحادیه عرب بخاطر یورش به امکنه سیاسی عربستان درایران منتشر شده است . قاعدتا کسی این امررا تائید نکرده است وحتی از اینکه دولت عراق وفلسطین آنرا امضا کرده اند آن کشورهارا مورد نقد قرار داده اند.بنده عرض میکنم که اگر اقدامی ناپسند ونادرست است چرا باید برخی از کشورها بلحاظ روابط سیاسی واقتصادی ومحظوراتی این اقدام را محکوم نکنند. مگر قانون یک بام ودوهوا میشود؟ اگر حمله به سفارت یک کشور که حریم آن کشور است مجاز نیست پس چرا همه کشورها آنرا محکوم نمیکنند؟متاسفانه برخی اقدام آن دودولت را مورد نقد قرار داده اند در حالیکه محکومیت یک امر ناپسند عقلائی است ونباید دچار محظور شویم .اگر ما خود زودتر جنبیده بودیم هرگز بدینجا نمیرسید .چگونه ده ها جوان مشغول به عیش وعشرت را دستگیر وظرف 48 ساعت حکمشان صادر وهمه شلاق خودرا خوردند .آیا نمیشد پرونده این جرم مشهود نیز بسرعت پایان میگرفت ؟ تا بهانه از دست دولت عربستان گرفته میشد؟ویا اینکه چرا باید در کشور قانونمند ایران اسلامی اندک گروهی آنقدر جسارت پیدا کنند تا سفارتخانه ای را در حضور مردم وپلیس آتش بزنند ؟ اگر درموارد گذشته بسرعت اقدام میشد این اتفاق ناگوار روی نمیداد . متاسفانه در کشورمان همیشه باید اینگونه هزینه ها ازجیب ملت ایران پرداخت شود. بهرحال محکومیت دولت ایران بخاطر مساله تجاوز به سفارت امری است که باید مورد حمایت قرار گیرد تا انشاء الله دیگر تکرار نشود



   

تحریک دشمن خردمندانه نیست!

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا
دشمنان نظام اسلامی سلطه جهانی واذناب آن است ودر اینکه باید حواسمان جمع باشد تا دردام دشمن نیفتیم کاملا درست است وهمیشه باید هشیار باشیم. اما شناخت دشمن وهشیاری امری است وتحریک دشمن امر دیگری .اگر ما بر دشمنی دشمن خود آگاهیم باید خودرا مسلح به سلاح لازم بنمائیم سلاح علم ونظامی ولی نباید کاری کنیم که دشمن وارد اقدام عملی شود این امری خطرناک وهزینه دار است ومعلوم نیست که در صورت ورود به برخورد نظامی یا اقتصادی بتوان ازآن راحت بیرون آمد.

میگویند در جنگل پلنگی بدون دلیل گرسنگی به آهوئی حمله کرد وآنرا پاره نمود حیوانات براو خورده گرفتند که چرا چنین کردی؟ گفت من کاری به اونداشتم مشغول استراحت بودم از اینجا رد میشد مدام بمن نگاه میکرد وبسوی من حرکت میکرد گویا قصد حمله داشت دیگر تحمل نکردم ودریدمش. آری گاه با اعمال تحریک آمیز میتوانیم دشمن را وادار به عملی کنیم که برایمان زیان آور است .شوروی سابق در کنار آمریکا اقدام به نصب پرتاب موشک نمود آمریکا بمحض آگاهی اولتیماتوم داد وشوروی ها فهمیدند که یک من ماست چقدر کره دارد؟ وبساطشان را برچیدند که بسیار منطقی وخردمندانه عمل کردند والا همان بلائی برسرش میامد که برهیروشیما رفت.گاهی اوقات نباید دشمن بودن دشمن را برخ کشید این از عقلانیت آدمی است . وقتی از کنار دیوانه ای رد میشویم نباید درچشمان او بنگریم سریع عبور کنیم چون اقدام دیوانه ثمری برای ما ندارد. ضمنا ایجاد تحریکات دال برشجاعت نیست . شجاع کسی است که برای روز مبادا ابزار لازم تعبیه میکند وقرار نیست این ابزارها مورد بهره برداری قرار گیرد حساب احتمالات را باید کرد.علاوه براین یکی از مهمترین ابزارهای مقابله با دشمن ساختن کشور است اما چون این امر دشوار است ما تنها به شعار دشمن شکن میپردازیم که هزینه ای دربر ندارد ویا مدتی مردم بدان سرگرم میشوند .




   

دوقطبی بودن دردرون وجود ماست

توجه: باز شدن در یک پنجره جدید. PDFچاپنامه الکترونیک

بنام خدا
صحنه انتخابات در کشورما خواسته های درونی ملت مارا نشان میدهد اما دقیقتر ازآن انتخاباتی است که دردرون آن انتخابات روی میدهد وآن انتخاب روسای دومجلس شورای اسلامی وخبرگان رهبری است . اگر چه در قانون اساسی این دو در طول یکدیگر قرار دارند اما بنوعی بیانگر خواسته های پنهان وجودی مردم ماست.
اینکه این امر مسبوق به تاریخ دیرین ماست ویا اینکه پس از پایان دفاع مقدس روی داده امری دیگر است اما میتوان خواسته مردم مارا در نمادهای آنان مشاهده نمود. مردم ما درامر دنیایشان سخت پی گیرند ودرامر آخرتشان نیز چنین اند ولذا در امور دینی سنتی عمل میکنند ودر امور دنیائی طالب ارتباط با جهانند وزندگی مرفه .بنابراین برای آخرت خود مجلسی را برمیگزینند که ریاست آن با آیت الله جنتی است اما برای امور دنیائی خود مجلسی را انتخاب میکنند که رئیسش آقای دکتر لاریجانی است . اولی از روحانیون سنتی ودومی از چهره های متمایل به اصلاح طلب . اولی طالب رهبری سنتی ودومی طالب رئیس جمهوری اهل مدارا
اگر رهبران پنهان این مسوولان را بیابیم نماد مردم ما روشنتر میشود در اولی آیت الله مصباح یزدی وآیت الله یزدی هستند ودردومی آقای سید محمد خاتمی آقای دکترعارف .بنابراین نماد دنیائی وآخرتی مردم ما بدینگونه است:
خاتمی عارف روحانی و لاریجانی- مصباح یزدی یزدی جنتی ورهبری
این دوقطبی بودن در عمل خساراتی به کشور میزند .باید مردم ازدوگانگی به وحدت دردرون برسند واگر طالب دنیایند دنیای خودرا درآخرت خویش بخواهند واگر طالب آخرتند باید خواسته خودرا ازمسیر دنیا پی بگیرند .این دو هردو ازیک جنسند ونمیتوان زیرکی نمود وهردورا با دوسبک خاص طلب نمود .دردنیای غرب با جدائی دین وسیاست جامعه مشکل خودرا حل کرده اند.آیا ما میتوانیم به یک قطبی برسیم بدون اینکه شیوه غرب را پی بگیریم؟



   

صفحه 1 از 63

<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>
Trykkeri kontorstole Renault
seo konference CMS